اكبر ترابى شهرضايى

376

آئين كيفرى اسلام (فارسى)

را چهل تازيانه مىگويد ؛ يعنى در حرّ بيشترين اندازه و در عبد كمترين مقدار را مطرح مىكند . « 1 » در حالى كه حدّ قذف عبد هشتاد تازيانه بود و فرقى بين عبد و حرّ نبود . آيا اين تفسيرِ مشهور است يا تفسير صاحب جواهر رحمه الله ؟ اگر از صاحب جواهر رحمه الله باشد ، مورد اشكال است . به چه دليل در حرّ اكثر و در عبد اقلّ را ملاك قرار داديد ؟ مهم‌ترين اشكال اين تفسير بىدليلى آن است . در عبارت مرحوم محقّق و مرحوم مجلسى كلمه‌اى نيست كه دلالت بر اين مطلب داشته باشد ؛ علاوه بر اين كه اگر در حدّ حرّ اكثر ملاك باشد ، بايد در حدّ عبد نيز اكثر را ملاك قرار داد ؛ و اگر در اوّلى اقلّ مناط تقدير است ، در دوّمى نيز بايد اقلّ ضابطه باشد . ما از صاحب جواهر رحمه الله تعجّب مىكنيم ؛ زيرا ، ايشان فروع نادر را مطرح كرده و سخن را در آنان بسط مىدهد ؛ ولى چنين مسأله‌ى مهمّ و مورد ابتلايى را ضمن چهار پنج سطر مطرح و به ذكر اقوال در آن بسنده مىكند . شايد نكته‌اش كمبود مدارك و اختلاف شديد بين آن‌ها باشد كه جمع بين آن‌ها خيلى مشكل است . قبل از ورود به بحث ، كلام شيخ رحمه الله در خلاف ، و بيان ابن‌ادريس رحمه الله را ملاحظه كنيم ، آن‌گاه به مدارك مسأله بپردازيم : لا يبلغ بالتعزير حدّاً كاملًا ، بل يكون دونه ، وأدنى الحدود في جنبة الأحرار ثمانون فالتعزير فيهم تسعة وسبعون جلدة وأدنى الحدود في المماليك أربعون والتعزير فيهم تسعة وثلاثون . « 2 » تعزير نبايد به حدّ كامل برسد ، بلكه بايد كمتر از آن باشد و كمترين حدود در مورد حرّ هشتاد تازيانه است ؛ پس ، حدّاكثر تعزير حرّ هفتاد و نه تازيانه است . پايين‌ترين حدّ در مملوك چهل تازيانه است ، پس ، بالاترين مقدار تعزيرش ، سى و نه تازيانه مىباشد . اشكال كلام شيخ رحمه الله اين است كه حدّ قيادت هفتادوپنج تازيانه است ؛ لذا ، اگر بايد تعزير كمتر از حدّ باشد ، بايد آخرين حدّ تعزير هفتادوچهار تازيانه باشد ، نه هفتاد و نه .

--> ( 1 ) . جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 448 . ( 2 ) . كتاب الخلاف ، ج 5 ، ص 497 ؛ كتاب الاشربة ، مسأله 14 .